کارگردان:
بازیگران:
خلاصه داستان:میکی هالر وکیل جنایی است که در حوزه لس آنجلس کار می کند. هالر بیشتر وقتش را روی پرونده پارک ملی گذاشته است که مربوط می شود به لوئیس رولت، جوان عیاشی که متهم به ضرب و شتم یک زن شده است. هالر بر این باور است که رولت بی گناه است و به همراه کارآگاهش فرانک لیواین به بررسی شواهد و مدارک موجود در این پرونده می پردازد. این پرونده شباهت زیادی به یکی از پرونده های پیشین هالر دارد که در آن پرونده جیزز مارتینز متهم به قتل یک زن و محکوم به حبس ابد شده است. مارتینز همیشه مدعی بوده است که او قتلی مرتکب نشده است.هالر از همسر قبلی اش، دادستان مگی مکفرسان، یک ختر دارد. مگی از این که هالر همیشه برای پرونده هایی این چنینی بیش از حد تلاش می کند، دل خوشی نداشته است.
هالر سعی دارد این بار بی گناهی موکلش را اثبات کند، بنابراین به ملاقات مارتینز در زندان می رود. اما مارتینز آشفته است و عکس رولت را به عنوان قاتل واقعی به هالر نشان می دهد. هالر نیز به رولت مشکوک می شود، اما به دلیل حفظ اسرار وکیل و موکل نمی تواند با چیزهایی که مارتینز به او گفته پیش پلیس برود. همان شب رولت به خانه هالر وارد می شود و بی هیچ ابایی درباره قتلی که به گردن مارتینز انداخته شده اعتراف می کند و هالر را تهدید می کند که در صورت پی گیری پرونده خانواده اش را به قتل خواهد رساند.
فرانک لیواین بعد از گذاشتن پیام صوتی برای هالر به طور مرموزی به قتل می رسد. او مدعی شده بود که بلیت پارکینگی متعلق به رولت را پیدا کرده است. هالر در این قتل به رولت مشکوک است، چرا که او با همان اسلحه ای که از خانه اش بعد از ورود او دزدیده شده بود، به قتل رسیده است.
هالر تصمیم دارد تا موکلش را چه بی گناه و چه گناهکار از زندان آزاد کند. در نتیجه رولت با مدارکی که هالر در دادگاه ارائه می کند، تبرئه می شود. رولت بلافاصله به دلیل شواهد و مدارکی که علیه او نسبت به قتل اخیر وجود دارد، باز هم دستگیر می شود.
هالر برای احتیاط بیشتر از راننده اش یک اسلحه می گیرد. رولت به دلیل ناکافی بودن مدارک آزاد می شود و بی درنگ سراغ خانواده هالر می رود، اما هالر به موقع می رسد و آنها را از خانه بیرون می آورد. رولت هالر را تمسخر می کند و به او می گوید که همیشه نمی تواند به این ترتیب خانواده اش را نجات بدهد و به روی او اسلحه می کشد، اما در همین لحظه برای هالر کمک می رسد.
هالر تماسی از مگی دریافت می کند که او بلیت پارکینگی متعلق به رولت را در نزدیکی محل جنایت پیدا کرده است، و این مدرکی قوی برای به دادگاه کشاندن رولت و سندی برای آزادی رابرتز است.
هالر با رسیدن به خانه متوجه می شود که مادر رولت در خانه اوست و زن با اسلحه هالر، یعنی همان اسلحه ای که لیواین کشته شده بود، به او شلیک می کند و هالر زخمی می شود. زن اعتراف می کند که برای محافظت از پسرش اقدام به قتل کرده است. هالر در دفاع از خودش با اسلحه او را می کشد.
هالر بعد از ترخیص از بیمارستان باخبر می شود که مارتینز آزاد شده است و رولت فاصله چندانی با چوبه اعدام ندارد.