کارگردان:
بازیگران:Alex Veadov
خلاصه داستان:فیلمی مانند قانون شجاعت نشان دهنده تعاملی بالا و سازنده میان دنیای سینما و بازیهای کامپیوتری است. به این صورت که از یک سو شیوه روایت بازیهای کامپیوتری هرچه بیشتر سبک و سیاق سینمایی به خود میگرید و از سویی دیگر همین بازیها منبعی میشوند برای اقتباسهای سینمایی. قانون شجاعت هم نمونه ای این هم تعامل است. به طوری که هنگام دیدن آن احساس میکنی که باید کنترل سربازهای حاضر در فیلم را بدست بگیری و خودت علیه دشمن بجنگی. شخصیتها و روایتهای فیلم نیز در واقع در غالب ماموریتهای مختلف، تکه های نه چندان به هم مرتبط هستند که انگار پس از اتمام یکی وارد مرحله بعدی میشوی!
نکته جالب در قانون شجاعت که در واقع اسم آن را میتوان به نوعی ترفند بازاریابی یا کاری خلاقانه گذاشت، استفاده سربازان مخصوص نیرو دریایی امریکا یا همان Navy SEAL بجای هنرپیشگان حرفه ایست. در نتیجه بخاطر نکات امنیتی این سربازان بینام بوده و خود نیروی دریایی نیز بر تدوین نهایی آن کاملاً نظارت داشته است. با این اوصاف نباید تعجب کرد که کیفیت درام داستان بسیار پایین و در حد نمایشهای دوران دبیرستان باشد. فیلمی با هدف قدردانی از نیروی دریایی که در نتیجه سعی نمیکند بر قهرمانهای فردی تمرکز کند و سربازانی را به تصویر میکشد که نه تنها از لحاظ فیزیکی ابر قهرمانند، بلکه به معنای واقعی تمام ویژگی های یک انسان خوب، خوش قلب را هم دارند. چیزی هم که شاید تماشاگر را اذیت کند همین است: استفاده از شیوه های کهنه برای قهرمان سازی. قهرمانهایی که از خارج از محیط عملیاتی، آدم هایی عادی در اجتماعند. شخصیتهایی تکراری مانند "ستوانی که همسرش باردار است" یا "فرمانده ای که خانواده ای بزرگ دارد."
در اولین ماموریت فیلم، تعدادی از سربازان مخصوص نیروهای دریایی برای نجات یک مامور CIA (بنام رزلین سانچز) که توسط تروریستها اسیر شده و مورد شکنجه قرار گرفته است به امریکای مرکزی فرستاده میشوند. سر دسته های این گروه تروریستی قاچاقچی ای بنام کریستو و اسلامگرایی تندرو بنام کریمف هستند که میخواهند طی عملیاتی 18 بمب گذاری انتحاری در نقاط استراتژیک ایالات متحده انجام دهند. هدفشان کشتن هزاران انسانهای بیگناه و فروپاشی اقتصاد کشور است. قانون شجاعت تمامی عملیات شامل دستگیری سوژه ها، جمع آوری اطلاعات مهم (بدون استفاده از شکنجه زیرا به حیثیت نیروی دریای آسیب میزند) و متوقف کردن تروریستها قبل از فرار آنها به مکزیک را نشان میدهد. شیوه روایت کلی داستان چندان جالب نیست زیرا نمیتواند میان ماموریتهای مختلف ارتباط منطقی برقرار کند. ولی در مورد هر کدام از ماموریتها به طور جداگانه خوب عمل کرده است.
شیوه روایت اول شخص است که با استفاده دوربین روی دست فیلمبرداری شده، تکنیکی که صحنه های جنگ قانون شجاعت را به یکی از بهترین نمونه ها در به تصویر کشیدن صحنه نبرد تبدیل میکند. شیوه ای کاملاً متفاوت از آنچه که در فیلم Black Hawk Down استفاده شده بود (یعنی نشان دادن دقیق و کلاسیک صحنه جنگ). در واقع نشان دادن جزئیات صحنه نبرد از طریق شیوه روایت اول شخص با در نظر گرفتن اینکه بخاطر عدم شخصیت پردازی کامل تماشاگر با هیچ کدام از سربازان به طور خاص همزادپنداری نمیکند، بسیار مشکل یا شاید غیر ممکن بنظر برسد. در واقع مانند بازی Call of Duty اما در اینجا بر روی پرده سینماست. تازه بعد از پایان کار متوجه میشوی که کل نبرد چگونه پیش رفته است، چند نفر را کشته ای و چند سرباز برایت باقی مانده است.
همکاری تنگاتنگ نیروی دریایی امریکا در مراحل تولید باعث شده است تا مقداری از میزان جلوه های ویژه هالیوودی کاسته شده و تصاویری واقعی تر به تماشاگر عرضه شود. این تغییر در درگیری های کلی چندان به چشم نمیاید و این طور نیست که بگوییم با فیلمهای قبلی که در این ژانر دیده ایم متفاوت است. بلکه در به تصویر کشیدن جزئیات عملیات نظامی مانند سوار و پیاده شدن سربازان مخصوص به زیر دریایی است که متوجه این تغییرات میشویم. سکانسهایی که بیشتر شبیه مستند هایی است که نیروی دریایی برای استخدام سرباز استفاده میکند!
قانون شجاعت در واقع یک فیلم واقعی در معنای رایج آن نیست. پس چیست؟ یک معجون جدید؟ یا نیم نگاهی به شیوه ساخت فیلمهای پر فروش آینده، جایی که تماشاگر را با با جزئیات کامل به دل حادثه میبرد؟ بنظر من بخاطر شباهت های زیادش، بسیاری از طرفداران بازیهای کامپیوتری از این فیلم خوششان خواهد آمد. بهترین چیزی که میتوانم بگویم این است که نه از جلوه های غیر قابل باور هالیوودی خبری است و نه اینکه در حین دیدن فیلم حوصله تان سر خواهد رفت. اگر منصف باشیم میتوان گفت که فیلم آنقدر صحنه های جذاب دارد که بخواهید از ضعف های عمده اش چشمپوشی کنید.